تبليغاتX
برای گریه کردن دیگه دیره.واقعا دیگه دیره

برای گریه کردن دیگه دیره.واقعا دیگه دیره

سلام به همه اونهایی که سر میزنن و من شرمندشونم

مجبور شدم آپ کنم..شاید اینجوری یه کم تخلیه شمنمیدونم حس منو تا حالا داشتید یا نه...

ولی از خدا میخوام نداشته باشید...حالم از این همه قرت به هم میخوره...قدرتی که بیشتر

به ویرونی ادمها کمک میکنه نه به ساختنشون...نمیدونم تا حالا پستتون به این ادمهای

لباس شخصی یا از اونجور ادمهایی که لجنی به تن میکنن و خودشونو سرباز امام زمان جا

میزنن و با باتوم می افتن به جون مردم....حالم از هرچی عوضی مثه اینا به هم میخوره...

دیشب من و دوسام رفتیم هوا خوری...نزدیکی های پارک شهرمون که رسیدیم دیدم که ۲

 نفر یکی با لباس بسیجی و یکی هم لباس شخصی دارند میان طرف من...بهم که رسیدن گفتن

 دوچرخهای که دوستمم سپرده بود دستم رو بهشون بدم...منم دادم ولی در عوض گفتم یه

رسیدی..چیزی بهم بدین تا بتونم فردا بیام دنبال دوچرخه....اقا..جون مادرت من حرف

 بدی زدم؟یکی بهم بگه....فقط اینقد متوجه شدم که یه چیزی خورد تو سرم...دوستام که

 این ماجرارو دیدن اومدن طرف من و چند تا از دوستام هم با اونها در گیر شدن....حالم

که یه کم بهتر شد رفتم به نزدیک ترین کلانتری...وقتی رفتم داخل یه سروانی بود به نام وهابی...به من گفت که اول برم بیمارستان و زخمم رو شستشو بدم و بعد بیام شکایت کنم..

منم رفتم و برگشتم..شکایت رو که نوشتم و وقتی خواست شکایت منو همراه با یه سرباز

 بفرسته پیش قاضی کشیک متوجه شد که  من از چه کسایی شکایت کردم شکایتمو پاره کرد.

من دهنم فقط وا مونده بود..هیچی نگفتم..چی میتونستم بگم؟سرمو انداختم پایینو اومدم به

 طرف خونه..بدبختانه همون پارک تا خونمون چند متری فاصله داره..دوباره بهم گیر دادن

 که چرا میخواستم ازشون شکایت کنم که دیگه چیزی نفهمیدم...همسایه ها کشون کشون

 منو بردن تو یه خونه و زخمم و شستشو دادن و موقعی که خنریزی صورتم کمتر شد منو

رسوندن بیمارستان..وقتی برگثتم فقط خدا خدا میکردم همه این ماجراها خواب بوده باشه....

                               به خاطر دوچرخه صورتمو داغون کردن

         عکس اولی مربوطه قبله شکایته و دومی و سومی هم درگیری دوم

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 21:40 توسط منصور |


            خدایا به آنان كه ادعای عاشقی تو را دارند

                              بیاموز . . .


            كه بزرگترین گناه شكستن دل آدمیان
است

Image and video hosting by TinyPic

        دختر فقط وقت درد ماهیانه اش در اغوش پسرک میخوابید.

         پسرک نمی فهمید که چرا دختر تمام ماه در آغوش دیگران

          میخوابید و آغوش او فقط همان چند شب درد آلود خریدار

                           داشت ولی دخترک میدانست...

            میدانست که درد جسمش را فقط آغوش کسی که روحش را

                        دوست دارد آرام میکند

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 1:43 توسط منصور |


اگر خیال داری دوستم بداری همینک دوستم

                 بدار

          اکنون که زنده ام
...

           صبر نکن تا بمیرم
...

بدان که آنوقت هرگز صدایت به گوشم نخواهد

                 رسید

   ومجبور می شوی حرف های نا گفته قلب

      ساده ات را در فراسوی یه مشت

           خاکسترسرد پنهان کنی

پس اگرذره ای عشق من در دلت ماوا دارد

    اگر دوستم داری بگذار زنده بمانم

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 0:30 توسط منصور |


سلام.من منصورم...آدمی که همیشه غم تو زندگیش موج میزنه...منم میرم...منم یه روزی باید برم یه روزی....

ساله به بن بست رسیدن

پنجه به دیوار کشیدن

از ادمیت گم شدن

تن به غریزه بخشیدن

قبیله یعنی یه نفر

همخونی معنا نداره

همبستگی خوابیه که

تعبیر فردا نداره

واسه من که ثابت شده...شما رو نمیدونم...

تو خواب و خیالم

همش تو فکر اینم

که دستهاتو باز هم

تو دستهام ببینم

ولی حیف از این خواب

پریدم که باز هم

با چشمای کورم

به راهت بشینم




بخش اصلی سایت


HOME

E-Mail
BAHAR20


لینک روزانه

اینم وبلاگ داداش 2 قلومه که خیلی برام عزیزه...
آرشیو پیوندهای روزانه


آرشیو مطالب

88/04/01 - 88/04/31

87/09/01 - 87/09/30

87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29


لینک دوستان

حاج خانم (جوجو)(سرود عشق)
پرستوی عزیز(به یاد عارف)
کسی که همیشه به یادشم...ابجی شیرین خودم
همیشه رها...عشق بارانی...خیلی خوبه..مثه خدا
خیال خط خطی(عسل)
دوست جون و دوستش که خیلی دوسشون دارم
من و دل(منای عزیز)اولین نفری که اومد به وبلاگم
کلوچه خانم گل...دختری با مغز متفکر
سلطان قلبم تو هستی(سمیه جون)
همیشه به یاد عسل(یادش گرامی)ایدای عسل
دل نوشته های 2 عاشق(ه و م )
ملکه زمستان ...
ماجده....عاشق فیگو(دوست خوب من)
پاییز طلایی(دریا...دختری دوس داشتنیه)
هادی و سمیرا که همیشه کوچیکشونم(عاشقانه های هادی و سمیرا)
داداش معین که داداشمه(خاطرات تلخ و شیرین)
محمد رضا....داداش واقعی(بودن یا نبودن)
ای عشق مدد کن تا به ....(داداش ملکه ...)
دختران شیراز(عاشقونه)
پیمان جون(غم دوریت)
زهره جون(سوته دلان)
شاپری رنگین کمون(سوران جون)
خانم خانوما(رویای یک احساس)
سعید و محدثه(اقا و خانم دوس داشتنی)
تنها عشق***النا جون***منو 2 تا ابجیم
آبجی پرپرم(نیکیتا...گاهنوشته های نیکیتا)
دو عاشق...دوباره دل هوای با تو بودن کرده..خیلی گلن
خانم گل(ساناز)...باغ الوچه...
استقلال اتیش پاره(چشم هر چی پرسپولیسیه حسود کور)
پلنگ صورتی(اکی گل)من اسمشو گذاشتم دیوونه
دختران جهنمی(زهرا و ارمیتا)
پدرام جون....***جک***
دنیا جون(شعر های تنهایی)
جزیره بچه گرسنه(ازاده)دختر باحالیه
سها جون...دختر گلیه(بانوی ماه و افتاب)
دنیا...همسایمه...(بابلی کیجا)
حمیرا(عشق دروغین)ارزش خوندن داره
شراره جون(واقعا از هیچ کس نمیترسه...میتونی ازمایش کنی)
یه دوست گل(برای خواهرم)
دل(منم بنویسم؟)؟؟؟مگه چیه؟؟؟دوستمه دیگه
با من بمان ای اشنا***مهتاب شب
سوشیانت گل...که وبلاگش معرکست
اینا فقط میکشن...میخوان نسل پسرا رو پاک سازی کنن(انجمن پسر کشان)